محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
515
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
را به رقم اين حكايت ، برين وجه تسويد نمودهاند كه در ايام سعادت فرجام جهاندارى و دين پرورى شاه دين پناه « 1 » شاه طهماسب انار اللّه برهانه ، بعضى ازين ملحدان بىدين و فاجران شيطنت اطوار شقاوت قرين ، در نواحى ساوه و قزوين و حوالى كاشان و اصفهان و كوه پايه و نايين ظاهر شده به جدّ تمام ، روى باضلال و الحاد عوام نهادند و به دست زرق و سالوس « 2 » ، رخنه در سد شرع اقدس و بناى نام و ناموس جمعى ضعيف العقل كرده ، ابواب عذاب جهنم و بئس المصير ، بر روى روزگار غوايت تأثير ايشان برگشادند و اخبار شيطنت آثار آن ملاعين بد كردار ، بسمع اشرف نواب شاه دين پناه رسيد و بعضى از رؤسا و مقدم اين طايفه مثل محمدى قاضى بيدگلى و مولانا قاسم كوپالى و غيرهما ، حسب الحكم مؤاخذه و مقيد گرديده بعد از چند گاه بعضى را چشم كند و برخى را به سياست بليغ و زجر عنيف كشته ، ساحت جهان را از لوث وجود اصحاب خذلان و احرقهم اللّه بالنيران « 3 » ، پاك گردانيد و بقية اللعن از آنها مدتها بعد از آن ، در كنج انزوا و زاويهء اختفا ، بكام اعدا ساكن بوده ، كشفوار سر خوف و خشيت به گريبان « 4 » خوارى و مذلت كشيده داشتند و كسى ازين زمرهء فجره كه باعث اجتماع و سبب اتصال سلسلهء انقطاع اين فريق قطاع الطريق بوده باشد از هيچ طرف سرى بر نكرد ، و قدم جهالت در ميدان غوايت و ضلالت ننهاد تا در زمان خجسته اوان پادشاه سكندر [ اساس ] شاه عباس « 5 » شيد اللّه اساس خلافته و عدالته الى يوم القيام ، خسرو نامى در كسوت درويشان در دار السلطنهء قزوين ، گوشهاى اختيار كرده و بازار شيد و زرق را گرم ساخته ، به اضلال جهال پرداخت و در اندك روزگارى شهرت [ پيدا كرده ] و مردم بسيار ، از دور و نزديك و ترك و تازيك به تكيهء ملحديه او آمد و شد مينمودند . با هر طبقه فراخور حال و مناسب احوال ، مجلس مىساخت و در لباس فقر و درويشى
--> ( 1 ) - م : شاه پناه ( 2 ) - م : سالوسى ( 3 ) - د : النيران ( 4 ) - م : در گريبان ( 5 ) - سكندر شاه عباس